تبليغاتX
نازنین زهرا
من نازنین زهرای بابا هستم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سلام دست های عزیز ومهربون من

من خیلی دیر اومدم نه ؟

خوب ببخشید دیگه من هنوز بچه ام اما شیرین ....

خوب بایدم از خودم تعریف کنم دیگه...

وقتی بابام این جوری برام شعر گفته خوب من هم احساساتی شدم واز خودم تعریف کردم

اما خوب این شعر شعر بابامه و من وقتی چهار ماه و بیست روزه بودم برام گفته  

 

نازنیــن  زهـرای  بابایـی  ولــــی
ناز بر ذرات  عــــالـــم   می کنـی

می خرم ناز تو  را  ای   نازنیـــن
مست ولبریزاز زلالم می کنـــــی

 

وقــتی از ره می رسم با خنده ات
خستگی هایم فـــراموشــم شود

اوج می گیرم چو مه در آسمـــان
نازنیــــن وقتی در آغوشــــم شود

 

هر نگــــاهت امتداد آیتــــی است
در کتــــاب زندگیـــــم جاری است

تا ابد لبخندت ای شیریــــــن ترین
در وجودم مستدام و ســاری است

 

پیش داداشت چه می خندی ، بدان
این جــــــوادم نازنینی دیگــــــر است

حلقه ی گوشت کن  ایــن  پند پدر
دسته ای گل نه از آن هم بهتر است

 

ای خدای مهــــــربـــــان ـ نازنــــین
شکر بی حد حق ذاتت را ســــزاست

نازنین شاید  بزرگ است وعزیز
خادمی کوچک برای مصطفاست (ص)

 

۲۸/۸/۸۷

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 17:3 توسط بابای نازنین زهرا |

خداجونم به نام تو آغاز می کنم

تو که همه وجود منی

من ...

نازنین زهرا.....

من که از هیچ حالا کسی شدم به نام :

نازنین زهرا .....

و من امروز نشانه قدرت لا یزال تو ام

آیتی از آیت هایت .....

خدایا صد هزار مرتبه شکرت .....

خدا جون امروز من ۱۸ روزه ام وامروز مصادفه با روز تولد مولای عارفان وامیر مومنان همسر زهرا (س) حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام هست

اومدم  این روز رو اول به همه دوست دارهای اون حضرت تبریک بگم

بعد هم به بابا روز پدر رو  هرجند که حالا هم باید خودش زحمت نوشتن رو بکشه

از مامان جونم تشکر می کنم که من رو این همه تحمل کرده

از داداشی عزیزم محمد جواد جون ممنونم که اینقدر مهربونه و کمکم می کنه تا بزرگ بشم

از همه دوست هام :

از خاله جونم نرگسی که این کادوی قشنگ رو به من هدیه کرده  چقدر این خالم مهربونه چقدر دلم براش پر می کشه...

از دختر خاله ام رویای عزیز که عزیز دل منه با اون جشن قشنگی که برای تولد من گرفت

از عموجون بورقانی  عموی مهربون من

از خاله اصفهونی ام خانم ملک محمد

از محمد امین مهربونم

از فرهاد جون مهربون..

وهمه دوست های گلم که کامنت گذاشتند و تبریک گفتند ...

خوب خسته شدم  ببخشید من برم کمی شیر بخورم وچاق بشم دوباره بر می گردم انشاءالله..

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 18:17 توسط بابای نازنین زهرا |
نازنین زهرا

سلام

سلامی به پاکی یک فرشته ی تازه از آسمون رسیده

سلام

سلامی به تازگی و پاکی گلبرگ گونه های تو

سلام

سلامی به روشنی فرداهای درخشان تو

سلام

سلام به قدم های عطرآگین تو

 

نازنین زهرا

 

قدمت خیر و وجودت نور و نگاهت پر امید باد

+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 17:36 توسط بابای نازنین زهرا |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا

<


> <